تبليغاتX
اتاق تنهایی من

 

اگر دریای دل آبی است ........تویی فانوس زیبایش

اگر آیینه یک دنیاست ....تویی معنای دنیایش

تو یعنی دسته ای گل را.....از آنسوی افق چیدن

تو یعنی پاکی باران.....تو یعنی لذت دیدن

تو یعنی یک شقایق را....به یک پرواز بخشیدن

تو یعنی از سحر تا شب.......به زیبایی درخشیدن

تو یعنی یک کبوتر را ...ز تنهایی رها کردن

خدای آسمانها را ...به آرامی صدا کردن

تو یعنی عشق نیلوفر....همیشه مهربان بودن

تو یعنی باغی از نرگس.....تو یعنی کهکشان بودن

تو یعنی چتری از احساس ......برای قلب بارانی

تو یعنی پیک آزادی .....برای روح زندانی

تو یعنی دسته گل را ..به دست اطلسی دادن

تو یعنی در زمستانها .....به یاد پونه افتادن

اگر چه دوری از اینجا....ولی تو اوج زیبایی ....

کنارم هستی و هر شب....به خوابم باز می آیی

اگر هرگز نمی خوابند....دو چشم سرخ و نمناکم

اگر در فکر چشمانت ...شکسته قلب غمناکم

ولی یادم نخواهد رفت....که یاد تو هنوز اینجاست

میان سایه روشنها...دل شیدای من تنهاست

نباید زود می رفتی....و از دل کوچ می کردی

افقها منتظر ماندند ....که از این راه بر گردی

اگر یک آسمان دل را....به قصد عشق بردارم

میان مهر و زیبایی ...

                             تو را من دوست می دارم......

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم آبان 1385ساعت 2:30 توسط باران |