تبليغاتX
اتاق تنهایی من

سلام دوستان گلم....

سلام اتاق عزیزم .....شرمنده که تولدتو فراموش کردم....

زندگی انقدر بالا پایین داره که خودمم یادم رفته چه برسه به تو اتاق تنهایی من......

دو روز پیش تولد اتاقم بود .....۱ ساله شده ...۱ سال خاطرات خوب و بد منو تحمل کرده ....

پار سال یه همچین روزی من این نوشته را آپ کردم....

من دلم می خواهد خانه ای داشته باشم پر دوست

کنج هر ديوارش دوستانم  بنشينند آرام .....گل بگو و گل بشنو.....

هر کسی می خواهد وارد خانه پر مهر و صفايم گردد....

شرط وارد گشتن ..

شستشوی دلهاست شرط آن يک دل بی رنگ و رياست....

بر درش برگ گلی کوبيدم

و به يادش با قلم سبز بهار می نويسم ای يار.......

خانه دوستی ما اينجاست

تا نگويد سهراب...(خانه دوست کجاست؟)

امسال خیلی خوشحالم....

دوستای با صفا و مهربونی دارم که با یه دنیا عوضشون نمی کنم.....

دوستانی که همیشه مهمان اتاق تنهاییم بودنند و منو تنها نگذاشتند ....

با حرفهای قشنگشون به من امید دادن ...

برای همتون آرزوی سلامتی و موفقیت دارم...

اتاق عزیزم تولدت مبارک......

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اسفند 1385ساعت 1:53 توسط باران |

 

من دیگه خسته شدم... بسکه چشام بارونییه

پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه

من دیگه بسه برام تحمل این همه غم

بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم

وقتی فایده ای نداره..... غصه خوردن واسه چی

واسه عشقهای تو خالی .....ساده مردن واسه چی

نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم

نمی خوام گناه بی عشقی بیفته گردنم

نمی خوام در بدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم......

همه حرف خوب می زنن

اما کی خوبه این وسط؟

بد و خوبش با شما ما که رسیدیم ته خط

قربونت برم خدا چقدر قریبی رو زمین

آره دنیا ما نخواستیم دلو با خودت نبین

نمی خوام در بدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم......

این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد؟

اون بلیط شانس داره بگو قسمت کی شد؟

همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست؟

این همه طلسم ...... جای خوش تو کجاست ....؟

نمی خوام در بدر پیچ و خم این جاده شم

واسه آتیش همه یه هیزم آماده شم

یا یه موجود کمو خالی و پر افاده شم

وایسا دنیا وایسا دنیا ............

                               من می خوام پیاده شم......

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 0:33 توسط باران |

هر کسی هم نفسم شد ..دست آخر قفسم شد...

منه ساده به خیالم همه کار و تنم شد ....

اون که عاشقانه خندید ...خنده های منو دزدید ....

زیر چشم مهربونی خواب یک توطئه میدید.........

 

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 2:15 توسط باران |