تبليغاتX
اتاق تنهایی من

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 0:48 توسط باران

 

به یاد آنکه یادش در ذهنم...

 

عشقش در قلبم...

 

و عطر مهربانیش در تمام وجودم هست...

 

با قلبی سرشار از عشق و دامنی پر از محبت

 

به تو که دلت دریای مهربانیست......

 

گلهایی از جنس وفا از باغچه محبت می چینم

 

ودر سبدی از جنس بلور.....

 

تقدیم به تو گل همیشه بهارم می کنم

 

به تو که با گرمای وجودت زندگیم

 

 را سرشار از عشق و محبت کردی...

 

با تو بودن واژه ای زیبا و دوست داشتنی..

 

و بی تو بودن تلخ ترین واژه هستی..

 

محبت را در پاکی نگاهت

 

 و صداقت را در وجود مهربانت حس کردم

 

همراه با نسیمی که از بهشت به ارمغان آمده...

 

و با وجودی لبریز از عشق......

 

تولدت را از صمیم قلب

 

تبریک می گویم و امیدوارم وجود تو

 

همیشه گرما بخش زندگیم باشد...

 

بر دستهای پر مهرت بوسه ای می نشانم و

 

سبدی پر از گل یاس تقدیمت می کنم....

 

برایت آرزوی سلامتی دارم و

 

یزدان را شکر می کنم به خاطر....

 

موهبت وجود تو......

 

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 0:54 توسط باران |

 

وقتی اومدی به دنيا ...دنيای قشنگ و زيبا.....

زندگی چه خواستنی شد.....برای مادر تنها......

با حضور مهربونت ...از غزل ترانه ساختم......

با تو بود که عاشقونه .....زندگانی را شناختم....

ای شميم عطر پيچک.....ای شکوه گل ميخک....

ای سرای گرم احساس......جشن بودنت مبارک.......

 

        (( محمد رضا جان تولدت مبارک ))

 

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

روز تو!

روزی که تو آغاز شدی!

 

+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد 1386ساعت 2:10 توسط باران |

 

شيشه اي مي شكند ...من مي پرسم ..چرا شيشه شكست ؟

مي گويند ..شايد اين رفع بلاست

يك نفر زمزمه كرد ..باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد

 شيشه پنجره را زود شكست

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه خرد شد و شكست

عابري خنده كنان مي آمد

تكه اي از آن را بر مي داشت تا مرهمي بر دل تنگم مي شد

اما امشب ديدم

هيچ كس ..هيچ نگفت

غصه ام را نشنيد

از خودم مي پرسم

آيا ارزش قلبم از شيشه پنجره هم كمتر بود ؟

دل من سخت شكست اما هيچ كس هيچ نگفت

و نپرسيد چـــــــــــرا؟؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد 1386ساعت 0:50 توسط باران |