آن روزها رفتند آن روزها رفتند
آن روزهاي خيرگي در رازهاي جسم
آن روزهاي آشنايي هاي محتاطانه، با زيبايي رگ هاي آبي رنگ
دستي که با يک گل از پشت ديواري صدا مي زديک دست ديگر را
و لکه هاي کوچک جوهر ، بر اين دست مشوش ،مضطرب ، ترسان
و عشق ،
که در سلامي شرم آگين خويشتن را باز گو مي کرد
در ظهرهاي گرم دودآلود
ما عشقمان را در غبار کوچه ميخوانديم
ما با زبان ساده ي گلهاي قاصد آشنا بوديم
ما قلبهامان را به باغ مهرباني هاي معصومانه ميبرديم
و به درختان قرض ميداديم
و توپ ، با پيغامهاي بوسه در دستان ما ميگشت
و عشق بود ، آن حس مغشوشي که در تاريکي
هشتی ناگاه محصورمان مي کرد
و ذوبمان مي کرد، در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها
و تبسمهاي دزدانه
آن روزها مثل نباتاتي که در خورشيد ميپوسند
از تابش خورشيد، پوسيدند
و گم شدند آن کوچه هاي گيج از عطر اقاقي ها
در ازدحام پر هياهوي خيابانهاي بي برگشت .
و دختري که گونه هايش را
با برگهاي شمعداني رنگ مي زد ، آه
اکنون زني تنهاست
((اکنون زني تنهاست))
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 0:56 توسط باران
|

من به تنهايي باغ بعد يك خواب زمستاني مي انديشم و به گلهاي فرو خفته به دامان سكوت من به يك كوچه گيج ....گيج از عطر اقاقي ها مي انديشم و به يك زمزمه عابر مست كه ز تنهايي خود نا شاد است من به دلتنگي شبهاي ملول و تهي ماندن خود از شادي باز مي انديشم ......باز مي انديشم ذهنم از خاطره ها سر شار است و فرود آمدن معجزه در هستي من مثل خوشبختي من دورترين حادثه است! من به خوشبختي ماهيها مي انديشم كه در آن وسعت آبي با هم باز هم همراهند من به يك خانه مي انديشم ..يك خانه دور كه در آن فانوسي مي سوزد و در آن جاي تو مانده است تهي و به گلهاي فراموشي آن گلدان مي انديشم که ز بي آبي پژمرده شدند! من به تنهايي خويش و به تنهايي باغ و به يك معجزه مي انديشم.......
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 0:25 توسط باران
|

((تولدت مبارک))
هر چند که دیگه نیستی ولی یادت هست............

+
نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387ساعت 0:4 توسط باران
|

تقدیم به گل خوشبوی زندگیم
تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت ای امید جان
هر کجا روم... روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر تو را است
شور گریه شبانه با من است
ای گل قشنگم تا تو هستی
رقص و مستی و ترانه با من است
محمد رضا جان تولدت مبارک ![]()
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 1:46 توسط باران
|
