تبليغاتX
اتاق تنهایی من

هنوز حرف می زنم ، هنوز راه می روم

به سمت جای خالیت ، به اشتباه می روم

هنوز هم به عکس تو سلام می کنم ولی

بدون هیچ پاسخی دوباره راه می روم

هنوز ماجرای ما سر زبان مردم است

به هر طرف که می روم ، پر اشک و آه می روم

تو نیستی هنوز من ، به یاد با تو بودنم

به کوچه می روم به این ، شکنجه گاه می روم

هـنــوز هــم بـرای تـو پـُـر از دلـیـل بـودنــم

همین که حرف می زنم ، همین که راه می روم

تو هنوز هم هستی ...همیشه ....همه جا......

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 0:32 توسط باران |

 

همیشه در گرگم به هوا

از گرگ شدن فرار می کردیم

و اکنون

نا خواسته در تمامی بازی ها

گرگیم

بی آنکه از خودمان بترسیم

من از هفت سنگ می ترسم

می ترسم آنقدر...سنگ روی سنگ بچینیم

که دیواری ما را از هم بگیرد

بیا لی لی بازی کنیم

که در هر رفتنی

دوباره برگردیم..

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387ساعت 23:16 توسط باران |